تبلیغات
فصلی از عاشقانه ها
وبلاگ من
نویسنـــدگان :
وحید (166)
موضــــوع ها :
کمی تامل لطفا (1)
عمومی (54)
ورزشی (24)
ادبی (10)
شعر (20)
طنز (12)
حوادث (4)
داستان (14)
ویژه (20)
علمی (4)
عکس (3)
زندگی نامه (1)
آرشیـــو :
خرداد 1388 (2)
فروردین 1388 (2)
بهمن 1387 (1)
دی 1387 (2)
آذر 1387 (1)
آبان 1387 (3)
مهر 1387 (1)
شهریور 1387 (2)
مرداد 1387 (4)
تیر 1387 (8)
خرداد 1387 (2)
اردیبهشت 1387 (1)
فروردین 1387 (7)
اسفند 1386 (4)
بهمن 1386 (3)
دی 1386 (5)
آذر 1386 (10)
آبان 1386 (1)
مهر 1386 (13)
شهریور 1386 (9)
لینكدونی :
دانلود رایگان
قویترین مردان ایران
**دانلود با لینک مستقیم**
حصار خاموش
بزرگترین وبلاگ تفریحی و سرگرمی
دخترونه
فریاد سكوت
بزرگ ترین مركز دانلود و آموزش
::سایت جامع موبایل::
**دانلود*موزیک*عکس*موبایل*جاوا اسکریپتو...*
زین الدین زیدان
خداحافظی زیدان با قوهای مادرید
آرشیو لینكدونی
لینكستان :
سایت جام جهانی فوتبال
سایت باشگاه استقلال
سایت زین الدین زیدان
سایت دکتر سروش
سایت باشگاه بارسلونا
سایت باشگاه چلسی
سایت باشگاه بایرن مونیخ
سایت باشگاه ریال مادرید
سایت سامی یوسف
بگرد :
خبرنامه :
نظر سنجی :
<>
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
ایجاد صفحه : - ثانیه
هیچ کس نیست که حیرت زده نباشد...
بسمه تعالی
قلمنیوز، جمعه و شنبه 22 و 23 خردادماه 1388
روز پنجشنبه جلسات مکرر و پیوستهای با حضور جناب آقای موسوی برگزار شد. بحث اصلی، پیرامون تمهیداتی بود که باید برای انتخابات اندیشیده میشد. گزارشهای مکرری به دوستان رسیده بود که نگرانیهایی را از روند برگزاری انتخابات دامن میزد. موضوع نظارت بر صندوقها از موضوعات بسیار جدی بود که دغدغهی کمیتهی صیانت از آرا شده بود.
مهندس موسوی جمعی از دوستان را انتخاب کرد که به شکل مجزا و متمرکز مسایل حساس روز انتخابات را دنبال کنند. سیستم پیامک از سوی مخابرات قطع شده بود.
قرار شد مهندس موسوی در یکی از مساجد جنوب شهر رای خود را به صندوق بریزد. این مسجد، مسجد جامع ارشاد در شهر ری بود. حدود 11 شب خبر زمان و مکان رایریزی مهندس موسوی بر روی سایت قلم قرار گرفت.
صبح که به مسجد جامع ارشاد رفتم، جمع بسیار زیادی از خبرنگاران در این مسجد اجتماع کرده بودند. آقای مهندس موسوی به اتفاق خانم رهنورد رای خود را به صندوق انداختند و برای صحبت کوتاهی، پشت تریبون مسجد قرار گرفت. داشت میگفت که ما امشب بیداریم که میکروفن قطع شد.
بلافاصله به ستاد برگشتیم. مهندس موسوی از نزدیک روند رایگیری را دنبال میکرد. گزارشهای پیدر پی از صندوقهای اخذ رای در سراسر کشور، حاکی از استقبال کمنظیر مردم بود. عمدهی گزارشها جهت رایگیری را به سمت مهندس موسوی نشان میداد.
هنوز ساعتی از رایگیری نگذشته بود که خبرگزاریها و رسانههای طرفدار دولت، پیروزی آقای احمدینژاد را اعلام کردند اما گزارشها به ما اطمینان میداد که ما با فاصلهی زیاد، رتبهی نخست را در اختیار خواهیم داشت.
خوشحالی زایدالوصفی بر دوستان حاکم شده بود. گزارشی از کمیتهی صیانت از آراء ارائه شد. بسیاری از حوزهها از کندی اخذ رای، کمبود تعرفه و مانعتراشی در مسیر ناظران شکایت داشتند، با این همه ترکیب آرای اعلامی قویا به نفع مهندس بود.
مهندس موسوی در تماس مکرر با سران دو قوهی مقننه و قضاییه، دادستان، دفتر مقام معظم رهبری، نگرانیهای مطروحه پیرامون روند اخذ آراء را منتقل کرد.
لحظه به لحظه شکایتها بیشتر میشد. در بسیاری از حوزهها تعرفهها پایان یافته بود. اما اصلاح جدی صورت نمیگرفت. همه به نتیجه رسیده بودیم که این یک اقدام برنامهریزی شده از سوی برگزار کنندگان است. آنها به وضوح تمایلی برای رساندن تعرفه، تمدید وقت و تسریع در اخذ آراء نشان نمیداد. گفته میشد که بعضی از شعبهها از ساعت 4 بعداز ظهر تعطیل شده است. گرچه ساعت به ساعت انتخابات تا 10 شب تمدید شد اما پیش از آن بسیاری از شعبهها تعطیل شده بود و حتی برخی از مردم که در صف حاضر بودند، بدون دادن رای بازگشته بودند.
حدود 4 بعداز ظهر کسی به مهندس موسوی گفته بود که عدهای به این جمعبندی رسیدهاند که انتخابات را 19 به 14 به نفع احمدینژاد اعلام نمایند. مهندس این موضوع را به مسوولین منتقل کرد.
حدود ساعت 6 بعدازظهر مهندس موسوی نامهای به مقام معظم رهبری نوشت و مداخلهی ایشان را برای تصحیح روند انتخابات، تقاضا کرد.
حدود ساعت 10 شب خبرهای رسید که عدهای میخواهند انتخابات را به نفع آقای احمدینژاد به پایان برسانند، حال آنکه هنوز شمارش آراء به شکل سراسری آغاز نشده بود.
مهندس موسوی یک مصاحبه مطبوعاتی فوری برگزار کرد و با اشاره به تخلفات انتخاباتی صورت گرفته نسبت به روند شمارش آراء به شدت هشدار داد.
حدود 11 شب مهندس موسوی نامهای سری به مقام معظم رهبری نوشت، این نامه را به صورت دستی به بیت مقام معظم رهبری بردم و آن را تحویل آقای وحید دادم. چند دقیقهای هم با هم صحبت کردیم از فحوای صحبتهای ایشان دریافتم که باید انتخابات را تمام شده تلقی کنم. او میگفت برای چگونگی اعلام شمارش آراء به وزارت کشور تذکر داده است اما ترکیب نهایی آراء را یک مرحلهای به نفع آقای احمدینژاد میدانست. به ایشان گفتم تمام گزارشات، مشاهدات عینی و ارزیابیهای منطقی و علمی ما کاملا عکس آن چیزی است که دارد اعلام میشود.
پس از تحویل نامه به محل استقرار مهندس موسوی برگشتم همهی دوستان جمع بودند. مهندس موضوع را با یکایک دوستان در میان گذاشت و طلب مشورت کرد. همه بهتزده بودند. هیچکس چنان نتیجهای را باور نداشت، هیچ گزارشی هم بر آن مبنا از سوی بازرسان ستاد دریافت نشده بود. مهندس موسوی پس از جمعبندی دیدگاهها گفت: انتخابات حق مردم است، من نمیتوانم از حق مردم بگذرم و تا آخر خواهم ایستاد و تا تصحیح این دروغ، مسایل را با مردم در میان خواهم گذاشت.
به روزنامهها دستور داده شده بود که هیچ یک حق ندارند که تیتری مبنی بر پیشبینی آراء بزنند. کلمه سبز که تیتری در این راستا را پیشبینی کرده بود در چاپخانه متوقف و مجبور به تغییر تیتر شد. با این حال خبر میرسید که روزنامههای ایران و کیهان میخواهند تیتر پیروزی آقای احمدینژاد را بزنند. ایرنا و فارس هم اعلام پیروزی آقای احمدینژاد را کرده بودند.
حدود 2 نیمه شب بود که مهندس جلسه را ترک کرد. دوستان با هم مشورت میکردند و هر کدام در جستوجوی راه حلی بودند اما فاصله و نسبت آراء مطروحه وزارت کشور از چنان شکافی برخوردار بود که به روشنی فریاد میزد آنها نخواستهاند هیچ جایی برای تجدید نظر و اعتراض باقی بگذارند.
حدود 4 صبح با خبر شدم که تنشهای پراکندهای حول ستاد مرکزی شکل گرفته است و به جلوی ستاد گاز اشکآور انداخته بودند.
نزدیک صبح در خیابان کسانی بوق میزدند و شادمانی خود را از نتایج آراء ابراز میداشتند.
با آقای حمید رسایی صحبت میکنم. 4 ماه پیش به من گفته بود آقای احمدینژاد 23 میلیون رای خواهد آورد. رای 22 میلیونی آقای خاتمی وتو خواهد شد. موسوی نیز حدود 10 میلیون رای خواهد داشت. من هوش و ذکاوت او را نداشتم. دیشب به خاطر پیشگوییاش به او تبریک گفتم.
صبح مجددا جلسهی دوستان تشکیل شد و تحلیلی از شرایط ارائه شد به نزد مهندس موسوی رفتیم. با همان آرامش و نجابت همیشگی نشسته بود. انسانهای بزرگ با این مصائب خم نمیشوند. او میگفت حالا بیشتر از همیشه مطمئن شدم که چرا باید میآمدم. بیانیهای را که نوشته بود برای دوستان قرائت کرد. مهندس میگفت من هیچگاه صدایم را بلند نکردم اما این تکلیف شرعی است که وقتی ظلمی میشود، حرفم را بزنم؛ من نیامده بودم تا برای خود قبایی بدوزم اما مردم حقی به گردن من دارند و نسبت به پیگیری امانتشان حساس هستند و من نمیتوانم کوتاه بیایم.
تلفن پیوسته زنگ میخورد. هیچکس نیست که حیرتزده نباشد، بعضی گریه میکنند، بعضی فریاد میزنند، بعضی افسرده شدند، بعضی نگرانند. خودم هم که به چهرهی مهندس نگاه میکنم، شرمم میآید و بعضی وقتها گریهام میگیرد. نمیتوانم بپذیرم، توجیه نمیشوم. بعضی وقتها زنده به گور میشوی. من هرگز تصویر موسوی را از لوح دلم پاک نخواهم کرد. به خدا پناه میبرم و شما عزیزان را به خدا میسپارم. حیف که دفتر خاطرات اینگونه پایان یافت.
بدون شرح
خیالتان راحت ، با این سرمربی به جام جهانی نمی رویم
آقای سرمربی امروز می خواهد شنل قهرمان ملی را بر تن كند در حالی كه این جامه برای او و كاریزمای شخصیتی اش خیلی گشاد است . وی نیمكت تیم ملی را موقعیتی می داند برای تصفیه حساب های شخصی و خالی كردن عقده های تمام دوران فوتبالش !
شكست تیم ملی فوتبال كشورمان برابر عربستان علی رغم وعده ها و ادعاهای سرمربی تیم ملی مبنی بر برد عربستان در ورزشگاه بار دیگر بر پوشالی بودن سخنان و ادعاهای این مربی صحه گذارد. قبل از بازی هم قابل تصور بود كه عربستان این بازی را برای خود در حكم مرگ و زندگی می دید از همان دقیقه یك، فقط حمله در دستور كار ایران قرار گرفته بود و انتظار می رفت كه تیم كشورمان با ارایه یك بازی منطقی فشار اولیه تیم را به صورت مداوم نگه دارد و در ادامه ضربه خود را وارد سازد اما این بازیكنان در آخر به شدت كم آوردند . ا این همان انتقادی بود كه علی دایی را آشفته می ساخت به گونه ای كه چندی پیش وقتی یكی از خبرنگاران از علی دایی پرسید كه چرا بازیكنان تیم ملی در اواخر مسابقات از لحاظ بدنی تحلیل میروند. سرمربی تیم ملی پس از شنیدن این سوال با عصبانیت گفت: هرگز چنین سؤال هایی را پاسخ نمیدهم، زیرا با پاسخ به آن تیم ملی به حاشیه میرود. اما ضعف های بازیكنان ما چه در كارهای انفرادی و چه در كارهای گروهی آنقدر مشهود بود كه هر لحظه انتظار فرو ریختن دروازه ما می رفت. واقعیت این است كه علی دایی مثل بازی های دیگر خوش شانس نبود! از سوی دیگر لیست اسامی ایران كه اعلام شد همان بازیكنانی به زمین می آمدند كه شاید هر مربی دیگری هم بروی نیمكت ایران بود آن ها تركیب ایران را تشكیل می دادند. هیچكس فكر نمی كرد مهدوی كیا و هاشمیان بدترین روز ملی خود را پیش رو داشته باشند. اما سیستم دایی از همان ابتدا ایراد داشت. دایی مجموعه ای از بازیكنانی را در اختیار داشت كه كنار هم قرار دادن آن ها شاید بزرگ ترین مصیبت دایی قبل از این بازی محسوب می شد برای همین هم مهدوی كیا و هاشمیان را كسی در زمین همراهی نمی كرد
اشكال دایی این است كه خود را مالك فوتبال ملی می داند . دایی امروز به عنوان نفر اول فوتبال ایران با همان ادبیات طلبكارانه و غرور كاذب اجازه هیچگونه انتقادی را به هیچكس نمی دهد . آقای سرمربی امروز می خواهد شنل قهرمان ملی را بر تن كند در حالی كه این جامه برای او و كاریزمای شخصیتی اش خیلی گشاد است . علی دایی نیمكت تیم ملی فوتبال را موقعیتی می داند برای تصفیه حساب های شخصی و خالی كردن عقده های تمام دوران فوتبالش ! !! در روزهایی كه امیدها روز به روز برای حضور مستقیم تیم ملی در جام جهانی كمتر می شود و حتی گفته می شود در جلسه توجیهی بعد از بازی با كره جنوبی ماجرای بركناری دایی تلویحا مطرح شده او به هیچ عنوان قصد تغییر رویه و تغییر در ابعاد شخصیتی خودش را ندارد . فوتبال ایران در برهه حساسی قرار دارد و عدم حضور در جام جهانی فوتبال یقینا خسارات جبران ناپذیری به پیكره فوتبال ما وارد خواهد كرد اما هیچ كدام از مسئولان به دنبال بهبود شرایط موجود و كمك برای حضور تیم ملی در جام جهانی نیستند . علی دایی امروز بیش از هر زمان دیگری خود مختار و دانای كل شده و پیروزی در جنگ های خود ساخته را بر موفقیت تیم ملی ارجح می داند ! اگر امروز سرمربی تیم ملی به جای اینكه پاسخگوی ضعف هایش فنی تیمش باشد به دنبال تصفیه حساب های شخصی خود می رود حاصل بی تدبیری فدراسیون و مسئولان بالا دست فوتبال كشور است كه عنان و اختیار تیم به ظاهر ملی را به دست فرد خودكامه و مستبد سپرده اند كه هیچ چیز جز مالكیت بر فوتبال كشور را نمی پسندد همان كسانی كه با استفاده از قدرت خود در سایپا وی را سرمربی نمودند و عنان این فوتبال بی صاحب را در اختیار این فرد قرار دادند. خیالمان راحت باشد كه با این سرمربی به جام جهانی نمی رویم.
HAPPY NEW YEAR
یک عمر نیندیشم...
به نام بخشنده بزرگ
داور بر حق
به نام خداوند ایثار و انصاف
خارم اگر از خاری
خارم تو مپنداری
دانم كه مرا با گل
یكجا تو نگهداری
گل را تو به آن گویی
كه از عشق معطر شد
آن گل كه فقط گل بود
در حادثه پر پر شد
سودای تو را دارم
من از دل و از جانم
گفتند كه پیدا شو
دیدند كه پنهانم
گفتند كه پیدا كن
خود را و تو را با هم
گفتم كه پیدا هست
در هر نفس آدم
پیداست و من پنهان
من در تن و او در جان
یك آن نظری كردم
در خود گذری كردم
دیدم كه نه در دوری
نزدیك تر از نوری
در راه عبور از تو
من این همه دور از تو
یك عمر نیندیشم
هیهات، تو در پیشم
چشم است كه بینا نیست
در عشق كه این ها نیست

کمی تامل لطفا
لقمان حكیم در توصیه به فرزندش اظهار نمود:
فرزندم ! دل بسته به رضاى مردم و مدح و ذم آنان مباش ؛ زیرا هر قدر انسان در راه تحصیل آن بكوشد به هدف نمى رسد و هرگز نمى تواند رضایت همه را به دست آورد فرزند به لقمان گفت :
- معناى كلام شما چیست ؟ دوست دارم براى آن مثال یا عمل و یا گفتارى را به من نشان دهى .
لقمان از خواست با هم بیرون بروند بدین منظور از منزل همراه درازگوشى خارج شدند. پدر سوار شد و پسر پیاده دنبالش به راه افتاد در مسیر با عده اى برخورد نمودند. بین خود گفتند: این مرد كم عاطفه را ببین كه خود سوار شده و بچه خویش را پیاده از پى خود مى برد. چه روش زشتى است ! لقمان به فرزند گفت :
- سخن اینان را شنیدى . سوار بودن من و پیاده بودن تو را بد دانستند؟
گفت : بلى !
- پس فرزندم ! تو سوار شو و من پیاده به دنبالت راه مى روم پسر سوار شد و پدر پیاده حركت كرد باز با گروهى دیگر برخورد نمودند آنان نیز گفتند: این چه پدر بد و آن هم چه پسر بى ادبى است اما بدى پدر بدین جهت است كه فرزند را خوب تربیت نكرده لذا او سوار است و پدر پیاده به دنبالش راه مى رود در صورتى كه بهتر این بود كه پدر سوار مى شد تا احترامش محفوظ باشد اما اینكه پسر بى ادب است به خاطر اینكه وى عاق بر پدر شده است از این رو هر دو در رفتار خود بد كرده اند
لقمان گفت : سخن اینها را نیز شنیدى ؟
گفت : بلى !
لقمان فرمود:
- اكنون هر دو سوار شویم هر دو سوار شدند در این حال گروهى دیگر از مردم رسیدند آنان با خود گفتند: در دل این دو آثار رحمت نیست هر دو سوار بر این حیوان شده اند و از سنگینى وزنشان پشت حیوان مى شكند اگر یكى سواره و دیگرى پیاده مى رفت ، بهتر بود. لقمان به فرزند خود فرمود: شنیدى ؟
فرزند عرض كرد: بلى !
لقمان گفت : حالا حیوان را بى بار مى بریم و خودمان پیاده راه مى رویم مركب را جلو انداختند و خودشان به دنبال آن پیاده رفتند باز مردم آنان را به خاطر اینكه از حیوان استفاده نمى كنند سرزنش كردند.
در این هنگام لقمان به فرزندش گفت :
- آیا براى انسان به طور كامل راهى جهت جلب رضاى مردم وجود دارد؟ بنابراین امیدت را از رضاى مردم قطع كن و در اندیشه تحصیل رضاى خداوند باش ؛ زیرا كه این كار آسانى بوده و سعادت دنیا و آخرت در همین است .
مقصود توئی...
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه
ای تیره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی ...کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم ..من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آئین تو جوید
تا غنچهء بشکفتهء این باغ که بوید
هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهایی که دلش زار غم توست
هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر "خیالی" به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
فوتبالی هستین؟ آگه آره پس بیا
سلام. خوبین؟ شب و روزتون بخیر. اگه فوتبالی هستین و علاقه مند به رای دادن این مطلب رو دنبال کنین.
یه نظرسنجی هست تو یکی از وبلاگ های ورزشی فوق العاده معتبر ( وبلاگ خودم
) در مورد انتخاب بهترین بازیکن طول تاریخ فوتبال جهان. دوس که دارین رای بدین، مگه نه؟
نه؟؟؟؟
ای بابا حالا بیا و بزرگواری کن و یه رایی بده.
دمت گرم.
این آدرسش عزیزم. بزرگترین وبلاگ هواداران زیدان در ایران
مطمئنم از رفتن به این وبلاگ پشیمون نمی شی حتی اگه نخوای رای بدی، چون کلی مطلب باحال داره.
باحال عین خودت
. ok عزیز. منتظرتم. خوشحال میشیم نظرتو بدونم.
فعلا بای بایییییییی 
اشتباه فاحش خبرگزاری های جمهوری اسلامی!!!
خواهی بیا ببخشا/ خواهی برو.....بپیچان
حتما حتما این شعر فوق العاده زیبا و استثنایی رو در ادامه ی مطلب بخونید
نیما دهقانی از شاعران جوان طنزپرداز کشورمان در همایش دعوت از خاتمی به قرائت شعری از سروده های خود در خصوص کاندیداتوری سید محمد خاتمی پرداخت که به شدت مورد توجه و تشویق حضار قرار گرفت.
متن کامل این شعر با عنوان «خواهی بیا ببخشا، خواهی برو... بپیچان!» که در نشریه چلچراغ نیز منتشر شده است، بدین شرح است:
سلام آقا محمد با ارادت و عرض احترام از روی عادت
به رسم خوب ایام رفاقت نوشتم نامه تا گیرم سراغت
نوشتم نامه ای با عشق و امید اگر خطم بده لطفاً ببخشید
گمانم برده ای مارا ز یادت؟ منم ... «کبلا مرادو» از ولایت
چه ایام خوشی با هم سپردیم چه بحث و گفتمانهایی که کردیم ...
ادامه ی مطلب یادتون نره...............
کمی تامل لطفا!!!
کمی تامل لطفا!!!
هرگز به احساساتی که در اولین بر خورد از کسی پیدا می کنید نسنجیده اعتماد نکنید .(( آناتول فرانس ))
***
خداوند از قدرت درک ما خارج است اما همیشه به سود ما می باشد .(( پائولوکوئیلو ))
***
دیگران را ببخش ، نه به خاطر اینکه آنها لایق بخششند - بلکه تو لایق آرمش هستی( زردتشت)چ
***
هیچ چیز تصادفی نیست ، همه چیز بخشی از نظم است (ارسطو)
تولدم مبارک!!!
امروز ۵ مهر ۱۳۸۷ سالروز تولد یکی از بزرگترین دانشمندان و اندیشمندان تاریخ جهان/ بزرگ مرد پارسی و افتخار ایران و ایرانی/ آقا وحید گل و گلاب هستش (خودمم) و البته این افتخار نصیب یکی از بازیکنان فوتبالی هم شده که روز تولدش با من یکیه!!! بله/ فرانچسکو توتی هم در سال 1976 و 27 سپتامبر به دنیا اومده یعنی همون 5 مهر خودمون. میشاییل بالاک هم کلی تلاش کرد تا شناسنامش رو عوض کنه و تاریخ تولدش رو 1 روز بکشه جلوتر تا با من تو یه روز بشه ولی نتونست/ بالاک متولد 26 سپتامبر (4 مهر) 1976 هست.

ولی خوب از شوخی که بگذریم می رسیم به اصل قضیه.آره،اصل قضیه،بیاین یه خورده جدی بشیم. من خودم به شخصه معتقدم که این چیزا زیاد مهم نیست که تولدت چه روزی باشه. عقیده ی من اینه که تولد انسان اون روزی هست که معنای واقعی زندگی رو درک کنه. با این اوصاف امیدوارم که همیشه و همه جا تولدمون باشه
بزرنگاه را متوقف کنید
دستور توقف پخش "بزنگاه" صادر شد
شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما در نامهای به رئیس رسانه ملی دستور توقف پخش مجموعه تلویزیونی "بزنگاه" را صادر کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، روابط عمومی شورای نظارت بر صدا و سیما اعلام کرد با توجه به اعتراضهای گسترده مردمی و بسیاری از نخبگان و کارشناسان دلسوز حوزوی و دانشگاهی و انتقاد قبلی رئیس شورا از ادامه هنجارشکنیهای غیراخلاقی و غیرشرعی و حتی غیرقانونی "بزنگاه"، دستور توقف پخش آن در نامه حسین مظفر به عزتالله ضرغامی ابلاغ شد.
در نامه رئیس شورای نظارت به ضرغامی آمده است: گرچه رسالت صدا و سیما به عنوان مهمترین دستگاه فرهنگی ارتقای دانش و بینش و منش عمومی جامعه و گسترش ارزشها و آرمانهای اسلام و انقلاب به مخاطب است، ولی محتوای برخی سریالها نه تنها در این راستا نبوده بلکه به عاملی برای رخنه و شکافی برای تهاجم فرهنگی و آسیبرسانی بر پیکره فرهنگ و دین مبدل شده است.
مظفر تعریف نشدن صحیح و منطقی طنز و مساوی دانستن آن با هجو و لغو و تمسخر و رواج فحاشی و الفاظ زشت و هنجارشکنی غیراخلاقی، غیرشرعی و غیرعرفی در برخی سریالها را از جمله مصادیقی دانست که ضمن مغایرت با منویات مقام معظم رهبری در باب کارکرد طنز در رسانه ملی با معیارها و ملاکهای برنامهسازان سازمان نیز مغایر است.
رئیس شورای نظارت بر صدا و سیما در پایان از ضرغامی خواسته با توجه به تخلفهای انجام شده و انتقادهای شدید مردم، نسبت به توقف پخش مجموعه "بزنگاه" اقدام عاجل انجام و نتیجه به شورا اعلام شود.
مجموعه تلویزیونی "بزنگاه" به کارگردانی رضا عطاران از نخستین روز ماه مبارک رمضان هر شب بعد از افطار روی آنتن شبکه سه میرود.
از رو بروید لطفا!!!
امسال رو هم مثل هر سال اشتباه روزه گرفتیم.می گی چرا؟ اگه یه نگا به ماه تو آسمون مینداختی می دیدی که ماه شب چهاردهه در صورتی که سیزدهمین روزمونو گرفتیم. من موندم این سیاست لج و لجبازی با کشورهای حوزه خلیج و عربی چه ربطی به ماه رمضون داره؟ آخه یکی نیست یه اینا بگه که چرا هر سال اشتباه می کنن؟
همین پارسال بود که ما داشتیم دوازدهمین روزمونو می گرفتیم در صورتی که همه ی کشورها چهاردهمیرو داشتن می گرفتن و ماه هم ماه شب چهارده بود.
آخه بابا ملتو گیر آورین یا واقعا چشماتون ضعیفه یا اینکه خودتونو به خواب زدین؟ تا کی میخواین به رسوا کردن خودتون ادامه بدین؟
واسه همین میخوام به همه آخوندا بگم که: از رو بروید لطفا!!!
زندگی نامه ی چارلی چاپلین
برای خواندن زندگی نامه به ادامه مطلب بروید

نگاهی به زندگی چارلی چاپلین (۱۹۷۷-۱۸۸۹)
چارلز اسپنسر چاپلین، كمدین افسانهای سینما، شانزدهم آوریل ۱۹۸۹ در لندن و در خانوادهای تئاتری به دنیا آمد. او بازیگری، كارگردانی، تهیهكنندگی، فیلمانهنویسی و حتی آهنگسازی فیلمهایش را شخصاً انجام میداد. زندگی حرفهای او از كودكی در صحنهی تئاترهای لندن تا زمان مرگش بیش از ۷۰ سال ادامه داشت. دوران كودكی او در فقر و تنهایی سپری شد چون كه در دو سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند و پدرش كه به سختی او را به یاد میآورد چند سال بعد مرد. مادرش كه بازیگری پركار بود، مبتلا به نوعی بیماری حنجره شد و چارهای نداشت جز این كه كار تئاتر را رها كند
برای خواندن کامل متن به ادامه مطلب بروید
زندگی زیباست...
نگذار...
خوب میدانم که به روزگار نمی شود خرده گرفت؛ اما به عاشق چرا؛ گیریم که روزگار توانایی دور نگاه داشتن ما را داشته باشد تکلیف دلهایمان که دست او نیست. نگذار تسلیم معادله ی دل و دیده شویم؛ نگذار برای گفتن دوستت دارم ؛ امروز که نشد باشد برای فردا را بیاوریم؛ نگذار غرور را بهانه کنیم

*******
زندگی را زندگی کن مرگ روزی خود خواهد آمد
*******
این متن جزو اولین پست های ارسالی این وبلاگ بود و الان با ادیت جدید و دوباره گذاشتمش./
ای پرنده ی مهاجر...
ای پرنده مهاجر سفرت سلامت اما به کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری وقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه

یه نظرسنجی استثنایی
شما با این ۲ نفر چی کار می کنید!!!؟؟؟
دوستان امروز یه نظر سنجی فوق العاده استثنایی داریم و اون اینکه اگه این ۲شخصیت زیر بیفتن دست شما و شما هرگونه امکاناتی داشته باشین با اونها چه رفتاری انجام می دین؟ نازشون می کنین؟ چشم غره می رین براشون؟ می بوسینشون؟ و و و .... .
و اما شخصیت های نطر سنجی ما:
۱- جرج دبلیو بوش
۲- محمود احمدی نژاد

*****************
دوستان این نظر سنجی فقط جنبه ی فکاهی و طنز داره/ لطفا از در کردن هرگونه حرف سیاسی از خودتون پرهیز کنید/././. نظراتتون رو تو قسمت نظرات بنویسید///. ممنون
سینه مالامال دردست ای درغا مرهمی
سینه مالامال دردست ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی بجان آمد خدا را همدمی
* * *
چشم آسایش كه دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی بمن ده تا بیاسایم دمی
* * *
زیركی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب كاری پریشان عالمی
* * *
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چُگل
شاه تركان فارغست از حال ما كو رستمی
* * *
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل كه با درد تو خواهد مرهمی
* * *
اهل كام و ناز را در كوی رندی راه نیست
رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی
* * *
آدمی در عالم خاكی نمی آید بدست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
* * *
خیز تا خاطر بدان ترك سمرقندی دهیم
كز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
* * *
گریه ی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
كاندرین دریا نماید هفت دریا شبنمی

صدای فریاد زمین ضبط شد
این امواج در بالای کره زمین در جاییکه ذرات شارژ شده ناشی از بادهای خورشیدی با حوزه مغناطیسی زمین برخورد می کنند ایجاد می شوند
ستاره شناسان کشف کرده اند که زمین یک سری جیر جیرها و سوت های گوش خراشی از خود ساطع می کند که هر موجود فضایی می تواند انها را بشنود.
یک نوار جدید که به تازگی در فضا ضبط شده است نشان می دهد که این سر و صدای زمین گوش خراش و وحشتناک است.
دانشمندان از دهه 1970 از این پدیده آگاه بوده اند. این امواج در بالای کره زمین در جاییکه ذرات شارژ شده ناشی از بادهای خورشیدی با حوزه مغناطیسی زمین برخورد می کنند ایجاد می شوند.
یونوسفر (یون های سپهر)، که یک لایه شارژ شده در بالای جو ما هستند جلوی این امواج رادیویی را می گیرند و نمی گذارند آنها به زمین برسند که به نظر محققان این پدیده مثبت و مفیدی است زیرا این امواج رادیویی که در خارج از این جهان تولید می شوند، ده هزار برابر قوی تر از قدرتمندترین سیگنال نظامی هستند و می توانند تمام پایگاه های رادیویی روی زمین را از کار بیاندازند.
نظریه پردازان از مدت ها پیش به این امواج رادیویی پی برده بودند اما اطلاعات جدید به دست آمده از چهار ماهواره در حال پرواز در مدارهایی با ارتفاع زیاد که در چارچوب "ماموریت کلاستر (خوشه)" سازمان فضایی اروپا سرگرم ثبت اطلاعات هستند، نشان می دهد که انفجار امواج رادیویی به یک شیوه پرتو-مانند راهی کیهان می شوند. 
یافته جدید بدان معناست که این امواج برای افرادی که ممکن است آنها را بشنوند قابل تشخیص تر از حدی است که قبلا تصور می شد.
این امواج که (AKR) یا "تشعشع کیلومتری شفقی" خوانده می شود از یک "روزنه" باریک می تابند مثل اینکه فردی پوششی جلوی یک چراغ قوه گذاشته باشد و روزنه ای برای خروج پرتو باز کرده باشد.
ستاره شناسان در زمین اگر بتوانند تلسکوپ رادیویی جدیدی بسازند که به اندازه کافی برای تحقیقات بزرگ باشد می توانند از این علم برای کشف سیاره های اطراف سایر ستارگان استفاده کنند.
آنها همچنین می توانند با مطالعه AKR اطلاعات بیشتری درباره مشتری و زحل بدست آورند.
انفجارهای AKR -- که موتل و همکارانش 12 هزارتای آنها را مطالعه کرده اند -- در نقاطی به اندازه یک شهر بزرگ که در چند هزار مایلی بالای زمین و در بالای منطقه ای که نورهای شمالی از آن ناشی میشوند، سرچشمه می گیرند.
با حواشی یورو ۲۰۰۸ (شماره ۱)
***برای بزرگ دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید***





***برای بزرگ دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید***
درک متقابل
درک متقابل
جان دوست صمیمی جک در سر راه مسافرتشان به منهتن پس از سفارش صبحانه در رستوران به جک گفت: یک لحظه منتظر باش می روم یک روزنامه بخرم.
پنج دقیقه بعد، جان با دست خالی برگشت. در حالی که غرغر می کرد، با ناراحتی خودش را روی صندلی انداخت.
جک از او پرسید: چی شده؟
جان جواب داد: به روزنامه فروشی رو به رو رفتم. یک روزنامه صبح برداشتم و ده دلار به صاحب دکه دادم. منتظر بقیه پول بودم، اما او به جای این که پولم را برگرداند، روزنامه را هم از بغلم در آورد
*****
بقیه در ادامه مطلب
*****
اجتماعی شوید!
۱) سعی کنید نمونه کاملی در پندار دیگران باشید.
۲) برای خشمگین شدن آهسته ، برای متهم کردن آهسته و برای شکیبایی سریع باشید.
۳) نسبت به افراد وقیح گذشت داشته باشید ، زیرا فهم آن ها بیشتر از این نیست.
۴) با کوچکترها طوری رفتار کنید که گویی پدرخوانده یا مادرخوانده آن ها هستید.
۵) چنان رفتار کنید که به شما احترام بگذارند.
۶) سعی کنید بفهمید چرا مردم این گونه رفتار می کنند.
۷) در برابر بدبینی مقاومت کنید.
۸) نمونه خوبی برای مدارا و سعه صدر باشید.
۹) از لطیفه هایی که برای تحقیر و تمسخر دیگران به کار می رود ، پرهیز کنید.
۱۰) به کودکان بیاموزید که به خود و دیگران احترام بگذارند
۱۱) یاد بگیرید که مجموعه غنی از افراد مختلف کشور را بپذیرید.
۱۲) به لیطفه های مربوط به نژاد پرستی ، اقلیت ها ، ادیان و ملت ها نه بگویید.
۱۳) مواظب خشم خود باشید ، آن را بیان کنید ، بنویسید و پاره کنید.
۱۴) منحصر به فرد بودن خود را قدر بدانید.
۱۵) به کودکان کمک کنید تا نظام ارزشی سالمی را برای خود برگزینند.
۱۶) با کودکان خود چنان رفتا ر کنید که دلتان می خواست با شما رفتار کنند.
۱۷) مشکل را حل کنید نه تقصیر را.
۱۸) از تضاد پرهیز کنید زیرا ارزش مجادله را ندارد.
۱۹) به خود جرائت بدهید تا در امور عمومی دخالت کنید.
۲۰) ناامید نشوید. ( امید جاده ای در روستا ست. زمانی هیچ جاده ای در کار نبود. اما وقتی بسیاری از مردم در مسیر مشابهی راه بروند . جاده به وجود می آید.
خسته شدم
خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت
بس که ترانه خوندم و برگ زمونه برنگشت
بازم کلاغ غصه ها رفت و به خونش نرسید
یکه سوار عاشق و هیشکی تو آینه ها ندید
حادثه عزیز من تنها تو موندنی شدی
بین همه ترانه هام تنها تو خوندنی شدی
دستای سرد مو بگیر سقف ما دیوار نداره
یه روز تو قهتی غزل دنیا ما رو کم میاره
من آخرین رهگذرم تو این خیابون بلند
دیر اومدم که زود برم دل به صدای من نبند
یه روز توی برق چشات خورشید رو پیدا می کنم
در شب تار و سوت و کور به آروزی من نخند
خسته شدم بس که دلم دنبال یک بهونه گشت
بس که ترانه خوندم و برگ زمونه برنگشت
بازم کلاغ غصه ها رفت و به خونش نرسید
یکه سوار عاشق و هیشکی تو آینه ها ندید
حادثه عزیز من تنها تو موندنی شدی
بین همه ترانه هام تنها تو خوندنی شدی
دستای سرد مو بگیر سقف ما دیوار نداره
یه روز تو قهتی غزل دنیا ما رو کم میاره
من آخرین رهگذرم تو این خیابون بلند
دیر اومدم که زود برم دل به صدای من نبند
یه روز توی برق چشات خورشید رو پیدا می کنم
در شب تار و سوت و کور به آروزی من نخند
شاعر: یغما گلرویی

نوشته های پیشین ...